سر ناميده شدن گروهى از فقهاى شيعه به »اخبارىها«
اخبارىها نقطه مقابل اصولىهايند و به يكى از اين دو مناسبت، به اين نام،شهرت يافتهاند:
1 - از نظر اصولىها اخبار و روايات به صحيح، حسن، ثقه و ضعيفتقسيمبندى شده تنها بخشى از آنها كه در اختيار ماست، قابل اعتمادند، بههمين لحاظ، فقهاى اصولى مآب به اخبار ضعاف عمل نمىكنند.
اخبارىها تقسيمبندى ياد شده را مردود شمرده، تمام اخبار وارده را قابلتمسّك مىدانند، هر چند برخى از آنها را راويان ضعيف نقل كرده باشند. بههمين دليل است كه ايشان را »اخبارى« مىنامند.
2 - منابع استنباط احكام شرعى از نظر فقيهان اصولى شيعه، ادله چهارگانه -كتاب، سنت، عقل و اجماع - و نزد اخبارىها تنها سنت است. آنان تمسّك بهسه دليل ديگر را نادرست مىدانند.
استنباط احكام شرعيه را از كتاب اللَّه نادرست مىدانند، چرا كه به باورشان،مقام قرآن - حتى ظواهر آن - بالاتر از اين است كه افراد عادى بشر بتوانند آن رابفهمند و اين تنها امامان معصوماند كه بايد معانى اين كتاب مقدس را برايمانروشن كنند.
مستند آنان براى اين اعتقاد، رواياتى است به مضمونِ »معانى و ظواهر قرآنتنها براى پيغمبر و اهل بيتشعليهم السلام قابل درك و فهم است، چرا كه تنها آنهامخاطب قرآناند« و چون استنباط احكام شرعى، فرع فهميدن كتاب خداست،ما نمىتوانيم احكام شرع را از ظواهر آن استنباط كنيم و در نتيجه، تنها نصوصقرآن به كار اجتهاد مىآيند و از ظواهر آن نمىتوان در اين مسير بهره گرفت.
استنباط احكام شرعيه را از طريق عقل نيز نادرست مىدانند، زيرا معتقدندعقل نمىتواند در موضوعات دينى دخالت كند، چنانكه در روايات وارد شده:»دين خدا با عقل، قابل درك و سنجش نيست« و از آنجا كه استنباط حكمخدا، وابسته به فهميدن دين اوست كه با عقل فهميده نمىشود، چگونه مىتوانبا عقل احكام شرع را استنباط كرد؟!
اجماع را نيز به عنوان يكى از منابع استنباط نمىپذيرند، زيرا اهل سنتمبتكر و پايهگذار آناند و به اعتراف شيخ انصارىرحمه الله، »هم الأصل له، وهو الأصللهم بنابراين، فقيهان ما نبايد از آنها پيروى كنند؛ »فإنّ الرشد في خلافهم.
بنابراين، از نظر اخبارىها، استنباط احكام شرع تنها از طريق سنتامكانپذير است و احكام به دست آمده از طريق ظواهر كتاب، اجماع و عقل،اصلاً اعتبارى ندارد. به همين دليل، در اصطلاح اصولىها، آنان را »اخباريىها«ناميدهاند.